دیروز از اسنپ داروخانه برای مادرم چند قلم دارو سفارش دادم. همیشه مادرم سفارش را تحویل میگرفت و مشکلی هم پیش نمیآمد. اما این بار مادرم تماس گرفت و گفت: «پیک داروها رو اشتباه تحویل داده. داروها مال یه نفر دیگهست.» فوراً خودم را به خانه رساندم و با پشتیبانی تماس گرفتم. خانم پشتیبان در کمال خونسردی گفت: «چون کد تحویل رو به پیک اعلام کردین، دیگه کاریش نمیشه کرد.» درخواست کردم: «حالا شما با پیک تماس بگیرین لطفاً. بحث چند میلیون پوله.» دوباره تکرار کرد: «طبق قوانین ما باید اول بسته رو باز میکردین و بعد کد رو به پیک اعلام میکردین.» صدایم رفت بالا: «خانوم، اشتباه از ظرف پیک شما بود، بعدم داروهای اون بدبخت دیگه رو هم نمیخواین به دستش برسونین؟» باز همان حرفها را تکرار کرد. داشتم شک میکردم که با انسان طرفم یا ربات. هرچه میگفتم، حرف خودش را میزد، آن هم بدون هیچ احساس و هیجانی. دیوار بیشتر از او واکنش نشان میداد. بماند که هر چقدر هم گشتم قوانین مسخرهای را که میگفت، نیافتم. یک تماس کوچک آنقدر برایش مشکل بود؟ گفتم: «این کار شما کلاهبرداریه. با این حساب دیگه نمیشه از اپلیکیشن شما دارو سفارش داد.» بعد هم گوشی را قطع کردم. چند لحظه بعد پیک خودش برگشت و ضمن عذرخواهی داروهای ما را تحویل داد و ماجرا ختم به خیر شد.
سالها پیش در فیلمهای علمی-تخیلی میدیدم برخی از رباتها از ویژگیهای ماشینی فاصله میگیرند و به سمت احساسات انسانی میروند، اما اکنون ظاهراً خلاف آن را شاهدیم؛ بعضی انسانها دارند خصوصیات رباتی پیدا میکنند. مثل ماشین یک سری دستورالعملها را تکرار میکنند، نه به حرف طرف مقابل توجه میکنند و نه اندکی انعطاف به خرج میدهند. بهراستی داریم به کجا میرسیم؟
دیدگاه خود را بنویسید